یکی از شیوههای فرهنگ زیستی مردم هورامان و نیز ژیوار، زندگی نیمهکوچروانه و ههواروهزی است. ههوار واژهای هورامی برای معادل ییلاق است که البته بار معنایی آن، مقداری متفاوت است و دلیل آن به شیوۀ کوچروی هورامیها بازمیگردد. اگر چه عمدۀ سبک زندگی هورامیها در گذشته دامداری بوده، اما آنها به مانند عشایر، کاملاً کوچرو نبودهاند و از این حیث، واژۀ ییلاق به صورت کامل و رسا، مفهوم ههوار را نمیرساند.
مردم هورامان فصول سرد سال را که معمولاً از نیمۀ اول مهر تا نیمۀ اول فروردین به درازا میکشیده، در روستا زندگی کردهاند و نیمۀ دیگر را در ههوارهایشان زیستهاند. علاوه بر دامداری که لازمۀ آن دسترسی به آب، علوفۀ تازه و مرتع کافی است، دلیل دیگر این سبک زندگی، قابلیت بهرهمندی از هوای خنک و آب کوهستان است. به علاوه، برخی از ههوارها بیش از دامپروری، کاربری کشاورزی و مشخصاً باغبانی داشتهاند و از آن میان میتوان به دهرهویان اشاره کرد. مسألۀ دیگری که وجود داشته، وفور کک و حشرات گزنده در میان اتاقکهای محل نگهداری احشام در طبقات زیرزمین خانهها و نیز در کوچههای روستا در فصل گرما بوده است. این وضعیت به گونهای بوده که کسی نتوانسته است در تابستان در روستا باقی بماند و زندگی کند و ناچار به ههوار رفته است.
این سبک زندگی هنوز در میان ژیواریها، به ویژه دامدارانِ آنها ادامه دارد. آنان در گذشته از ههوارهای بیشتری در کۆساڵان استفاده کردهاند که در این بخش معرفی میشوند؛ با این حال امروزه استفادۀ آنها از ههوارها به دو ییلاق مرۆدۆڵ و هانهولاری محدود شده است.
خوارهگاڵێ/ خۆرەگاڵێ
مقصد اولیۀ معدودی از ژیواریها در دورۀ کوچ خود، خوارهگاڵێ بوده است. این ههوار در درۀ بکر و طبیعی دواڵان و در کنارۀ رود سیروان قرار دارد که اکنون متروکهای بیش نیست و به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد. تعدادی از دامداران ژیوار در اواخر زمستان و ماه اسفند، مدتی نزدیک به دو هفته تا بیست روز را به این ههوار رفته و از آنجا آمادۀ کوچ به مرۆدۆڵ شدهاند.[1]
مهڕه دوەبهرێ
مهڕه دوەبهرێ به معنی غار دارای دو در است. این ناحیه در حقیقت ییلاق نیست و تنها گاهبهگاه و به صورت موردی، به وسیلۀ تعداد معدودتری از آن کسانی که به خوارهگاڵێ میرفتهاند، مورد استفاده قرار میگرفته است. این غار نسبتاً بزرگ در پاییندست دامنۀ شمالی کۆساڵان، در میانۀ روستاهای دۆڕۆ و ڕهزاو و در نزدیکی رود سیروان واقع شده است. بخشی از دامداران ژیوار که گاه تعداد آنان دو تا سه خانوار بوده و دام بیشتری داشتهاند و ذخیرۀ علوفهاشان در زمستان در بازۀ زمانی سریعتری تمام میشده، در دورههایی که برف زیادی در کۆساڵان میباریده است، ناگزیر از طریق چهم[2] احشام خود را به مهڕه دوەبهرێ میرساندهاند تا از مرتع و گیاهان آن ناحیه استفاده کنند.
مرۆدۆڵ
نخستین ههوار اصلی ژیواریها که مورد استفادۀ غالب جمعیت روستا واقع میشده، مرۆدۆڵ نام دارد. این ههوار در میاندامنۀ شمالی کۆساڵان، رو به شهر سروآباد و در بالادست غربی روستای دۆڕۆ قرار دارد. ژیواریها کمی بیشتر از دو ماه، از نیمۀ فروردین تا اواخر خرداد از این ههوار استفاده میکنند. هنوز جادۀ مواصلاتی به این ییلاق نرسیده و رفتوآمد به آن به صورت پیاده و مالرو است.
این ییلاق دارای آب زیرزمینی فراوانی است. تعداد چاهِ آبهای کمعمق آن بسیار زیاد است. در عمق یک تا پنج متری زمین، آب فصلی یافت میشود و دلیل فراوان بودن تعداد چاههای آب آن، همین مسأله است. بعضاً هر خانوار و گاه چند خانوار با یکدیگر صاحب یک حلقۀ چاه آب هستند. آب چاه در ابتدای بهار معمولاً تا سطح آن میآید و در نتیجه چندان نیازی به استفاده از دلو آب نیست. این چاهها موقتی و فصلی هستند و معمولاً تا فرا رسیدن تابستان خشک میشوند و بنابراین پس از آن، ههوار قابل سکونت نیست و ییلاقنشینان به ههوارِ هانهولاری میروند.
در پاییندست ههوار، صحرای کوچکی وجود دارد که به آن مهره میگویند. مهره در حقیقت نام گونهای از ساخت جغرافیایی، شبیه صحرای کوچکی در پای دامنۀ کوه است. اکنون جوانان روستا از بخشی از مهره به عنوان زمین فوتبال استفاده میکنند، در حالی که در گذشته بعضاً از آن برای اجتماع مردم ههوارنشین و خواندن نمازهای عید استفاده میکردهاند. با توجه به وسعت مهره و جایگاه آن در نزدیکی ههوار، به نظر میرسد آنجا یکی از محلهای گردهمآیی مشورتی مردم در گذشته برای انتخاب ژیرله و شورای آن بوده است. این شورا، یکی از وجوه فرهنگ متعالی مردم این ناحیه و هورامان است که به وسیلۀ مردم و از طریق رأیگیری همگانی انتخاب میشد. اعضای شورا و ژیرله، مسئول انجام خدمات عمومی در روستا و حل مشکلات، معضلها، چالشها و رفع پارهای نیازمندیهای عمومی بودهاند. نقل است که عمدتاً رأیگیری با استفاده از گردو انجام میشده است. گردو به عنوان محصول غالب هورامان، در همۀ خانوادهها مصرفْ و خشکشدۀ آن در تمامی خانهها وجود داشته است. گویا برای هر یک از نامزدهای انتخاب شورا، یک توبره در نظر گرفتهاند که مردم متناسب با دیدگاه خود، در توبرۀ فرد مورد نظرشان گردو میانداختهاند. پس از پایان این کار تعداد گردوها را میشمردهاند و به این ترتیب، بدون معلوم شدن هویت رأیدهنده، تعداد آرای نامزدهای شورا مشخص میشده است.
با توجه به آنکه این ییلاق همواره و چند ماه از هر سال مورد استفادۀ ژیواریها قرار میگرفته، یک گورستان نیز در کنار آن، در لبۀ پرتگاهی همان صحرای کوچک پاییندست ههوار با نام محل آن، یعنی ملهگا وهنێ وجود دارد که محل دفن ژیواریهای ههوارنشین است. در بالادست ههوار نیز، در درهای تنگْ یک مزار قدیمی وجود دارد که به نام صحابه منتسب است و مورد احترام اهالی محل قرار دارد.
ساخت منازل موقتی این ههوار عمدتاً به صورت کهڵوو است. معادل فارسی این واژه، کلبه است. مردم از سنگهای فراوان ییلاق، به صورت خشکهچین استفاده کرده و با قرار دادن سادۀ آنها بر روی یکدیگر، یک واحد مسکونی اولیه میسازند که سقف آن با استفاده از تیرکهای چوبی و خاک پوشیده میشود. در گذشته معمولاً هر سال ساخت این واحدها تکرار میشده، چرا که به دلیل موقتی بودنشان استحکام چندانی نداشتهاند و در فصل زمستان، حجم برفِ باریده باعث تخریب نسبی آنها و به ویژه سقفهایشان میشده است.

دۆڵوو ئاوێ
ژیواریها از این ههوار در گذشته به عنوان ییلاق موقت استفاده کردهاند؛ به گونهای که پس از کوچ از مرۆدۆڵ و پیش از رسیدن به هانهولاری، به این ههوار رفته و مدتی نزدیک به دو هفته در آنجا ماندهاند. این ییلاق اکنون دیگر مورد استفاده قرار نمیگیرد. آثار منازل موقت ییلاقنشینان در آن باقی مانده است. دۆڵوو ئاوێ در شرق هانهولاری و در مسافتی نسبتاً نزدیک به آن قرار دارد.
هانهولاری
اصلیترین ههوار ژیواریها و یکی از مشهورترین ییلاقهای هورامان، هانهولاری است. این ههوار هماکنون یکی از آبادترین ییلاقهای منطقه به حساب میآید که در آن، ژیواریها با علاقهمندی به آباد کردن کهڵووهای خود مشغول شدهاند. حتی کسانی از ژیواریها که دامدار نیستند و معمولاً زندگی نیمهکوچروانه ندارند، در آنجا اقدام به ساخت کهڵوو کردهاند. در میان این علاقهمندان، بعضاً مهاجران ژیواری که روستا را ترک کردهاند نیز، دیده میشود. آنها به دلیل حب وطن دوست دارند در این ییلاق مرتفع برای خود کاشانهای داشته باشند تا در تعطیلات و برخی مواقع دیگر، تفریح خود را به آنجا ببرند.
این ییلاق در ارتفاعات کۆساڵان واقع شده و کمتر بخشهایی از کۆساڵان وجود دارند که از آنجا مرتفعتر باشند. کنارۀ جنوبی و محلی از آن به نام سهروو ڕاگا، بر درهوارۀ ژیوار و روستاهای سلێن و بڵبهر و منطقه مشرف است. از طرفی، کنارۀ شمالی آن نیز، بر شهر سروآباد و دشت شامیان اشراف دارد. از این لحاظ دارای موقعیتی جغرافیایی است که همواره به لحاظ سیاسی و نظامی پراهمیت بوده است. این ییلاق در گذشته همواره در پیوند با هورامان تخت بوده و به نوعی سپر دفاعی اصلی منطقه برای دفاع از نیروهای مهاجمی که از طرف شرق حملهور شدهاند، بوده است. به گونهای که اگر این ییلاق سقوط میکرده، موقعیت هورامان تخت به شکل اساسی به خطر میافتاده است.
با وجود آنکه این ییلاق در بخش قلهگاهیِ کۆساڵان قرار گرفته است، سه چشمه دارد. این چشمهها عبارتاند از هانهو ژهنا، هانهو باراما و هانهو گهلهی.[3] در گذشته چشمۀ دیگری مشهور به حهوزوو شێخی در این ییلاق وجود داشته که بعداً آب آن به هانهو گهلهی افزوده شده است. حهوزوو شێخی به معنی حوض شیخ و در واقع مکانی بهسان نمازخانه و محل عبادت و ساختۀ شیخ عبدالخاق مازیبن است.[4] این شخصیت خدمتگزار در روستای سلێن به سر برده، در آنجا منزل، باغ و تکیه داشته و به همراه آن دسته از سلێنیهایی که به ییلاق ههشهدۆڵ[5] میرفتهاند، به کۆساڵان رفته است. یک سال به هانهولاری رفته و در محل آن چشمه، اقدام به ساخت نمازخانه و عبادتگاه کرده است. او از خلیفههای شیخ عمر ضیاءالدین نقشبندی به شمار میرفته است.
هانهولاری نیز مانند مرۆدۆڵ دارای قبرستانی است که ملهگاو شههێدی نام دارد. این عنوان برای یک محل دیگر در جنب غربی روستای ژیوار نیز به کار میرود؛ محلی که تنها شامل یک گور است و اطراف آن حصار کشیده شده است. قبرستان ملهگاو شههێدی به کنارۀ شمالی ـ غربی ههوار چسبیده است. ملهگا در زبان کردی هورامی به یکی از ساختهای جغرافیایی گفته میشود که مانند پرتگاه و لبۀ یک بلندی است. در اینجا اما، ملهگاو شههێدی ارتفاع چندان بیشتری از هانهولاری ندارد و تنها از آن جهت که برای وارد شدن به هانهولاری از طرف سهرنههاڵ و غرب باید از این قبرستان گذشت و از آنجا بر هانهولاری که اندکی پستتر است، وارد شد، از عنوان ملهگا در نام آن استفاده شده است.[6]
هانهوێ/ ههوار قهرهچی
هانهوێ تنها ییلاق از روستای ژیوار است که در میاندامنۀ جنوبی کۆساڵان و رو به ژیوار قرار گرفته است. این ههوار بیشتر کارکرد باغبانی دارد، هر چند که ییلاقنشینان آن به دامپروری نیز میپردازند. هانهوێ ییلاقی خصوصی و نه عمومی برای ژیواریها و از آنِ خاندان و نوادگان فتاح ژیواری است. دو چشمه در این ییلاق وجود دارند که چشمۀ اصلی آن بسیار مشهور است؛ چرا که آب آن، دارای کیفیتی متفاوتتر از آب دیگر چشمههای منطقه است.
این ییلاق در پاییندست هانهولاری و بر سر راه مواصلاتی آنجا به روستا قرار گرفته است. به همین دلیل یکی از نشیمنگاههای خوشمنظر اهالی و رهگذران است. معمولاً در این مکان چایخانه وجود داشته و عابران در آن به استراحت پرداختهاند.
[1]. این ههوار در حقیقت بخشی از املاک روستای دۆڕۆ است؛ با این حال ژیواریها نیز همچون یکی از همسایگان دۆڕۆ بعضاً از آن استفاده کردهاند. تعداد دامدارانی که به این ههوار رفتهاند، بسیار معدود بوده و شامل همۀ آنها نمیشده است. ضمن آنکه رفتن این تعداد از دامداران به این ههوار همیشگی نبوده و به تناسب وضعیت آبوهوایی به صورت موردی از آن استفاده میکردهاند. توضیح آنکه تعلق این ییلاق به روستای دۆڕۆ به دورۀ متأخر ـ و نه قبل از آن ـ و ظاهراً به هنگام واگذاری این روستا به شیخ علاءالدین نقشبندی، همراه با حد و حدود مشخص آن بازمیگردد. تفصیل این مطلب نیازمند بررسی یک سند تاریخی خاص و تشریح مسایلی دیگر است که در چهارچوب این کتاب مختصر نمیگنجد.
[2]. منظور مناطق گرمسیری دامنۀ کۆساڵان شامل روستاهایی چون ئهسپهرێز و ڕوار است که به دلیل آبوهوای گرمی که داشتهاند، کمتر برفگیر بودهاند و در زمستان محل رفتوآمد روستاهای هورامان تخت به سمت شرق بودهاند. در معنای کلیتر، این واژه به نواحی نزدیک به رودخانه گفته میشود.
[3]. هانه در زبان کردی هورامی به معنی چشمه است. آن چشمهها به ترتیب به نام چشمۀ زنان، چشمۀ خاندان باراما و چشمۀ گله نامگذاری شدهاند.
[4]. در زمان پژوهش و نگارش این کتاب، کار مرمت این بنا و تغییر ساختار چشمۀ آن آغاز شده بود.
[5]. این ههوار چشمه ندارد و ییلاقنشینان آن از ذخیرۀ برف کوهستان استفاده میکنند.
[6]. بر اساس یک روایت تاریخی، هانهولاری در اصل در محل فعلی آن نبوده و گویا در طرف غربی ملهگاو شههێدی قرار داشته و دارای نام دیگری ـ احتمالاً هۆبهگا ڕازیانی ـ بوده است. گویا در آن دوره، محل فعلی هانهولاری کشتزار ژیواریها بوده است.
ثبت دیدگاه دربارۀ یادداشت