تا پیش از ورود نظام آموزشی جدید به ژیوار، مانند دیگر روستاهای منطقۀ هورامان و کردستان، زحمت آموزش بر عهدۀ مامۆستایان و مبلغان بوده است. در نظام آموزشی مدارس علوم دینی سنتی کردستان ـ که حجره نامیده می‌شوند و آن‌ها معمولاً جزئی از مسجد یا بنایی در کنار آن بوده‌اند ـ مدرسان به شیوه‌ای خاص که به تدریس خصوصی نزدیک است، شاگردان را با محوریت یک کتابِ مشخص آموزش داده‌اند. به رغم آن‌که در ژیوار مامۆستایانی چند حضور داشته‌اند، اما گزارشی از وجود حجره و مدرسۀ علوم دینی در این روستا به دست نرسیده است. از آن میان، مامۆستا سید محمد حسینی ژیواری، در آموزش نوجوانان روستا همت گماشته است. او به هزینۀ شخصی خود، برای ده نفر از شاگردانش ـ که در آن دوره به آن‌ها قوتابی گفته می‌شده ـ و با دست خود، منظومۀ تعلیمی و مشهور ڕۆڵه بزانی را، اثر شاعر تعلیمی‌سرا و بزرگ هورامان، ملا خضر ڕواری (1138ـ1205 ه.ق)، برای آنان استنساخ کرده است. این شاگردان روزانه به منزل مامۆستا سید محمد رفته و در خدمت او قرآن و ڕۆڵه بزانی می‌آموخته‌اند. آنان معمولاً هر روز منظومه‌ها را با خود به منزلشان می‌برده‌اند، اما حسب اتفاق یک بار فراموش کرده و نسخه‌های خطی منظومه را در ایوان منزل مامۆستا جا می‌گذارند. ایوان نیز بافتی قدیمی داشته و گویا در آن موش‌هایی چند می‌زیسته‌اند. موش‌ها شبانه نسخه‌های دست‌نویس منظومه‌ها را به لای دیوار سنگی خشکه‌چین قدیمی ایوان برده و بخش‌هایی از آن‌ها را می‌جوند. فردای آن روز مامۆستا با زحمتی چند نسخه‌ها را از لای درز دیوارها بیرون آورده، محل خوردگی آن‌ها را با پارچه دوخته و افتادگی آن‌ها را از نو برای شاگردان بازنویسی می‌کند.

با وجود چنین شرایطی در روستا، غالب جمعیت ژیوار از نعمت سواد محروم بوده‌اند و بعضاً حتی نمی‌توانسته‌اند ساده‌ترین امور را چون خواندن نامه‌ها انجام دهند. گویند در همان دوره، نامه‌ای به زبان کردی از کردستان عراق برای پیگیری موضوع فردی ژیواری به روستا برده می‌شود. مردم که نمی‌دانستند نامه را بخوانند، به مامۆستا سید محمد حسینی مراجعه کرده و او با گشاده‌رویی مشکل آنان را رفع می‌کند. به دلیل سخت‌گیری‌های نظام پهلوی بر علیه کردها، در آن دوره خواندن و نوشتن به زبان کردی ممنوع بوده است. خبر خوانش نامه‌ای کردی در ژیوار به سازمان اطلاعاتی رژیم می‌رسد و آنان نیز برای مجازات خوانندۀ نامه، مأمورانی به روستا اعزام می‌کنند که خوشبختانه با همکاری مردم و کتمان موضوع یا اظهار بی‌اطلاعی از مسأله، مامۆستا سید محمد در امان باقی می‌ماند.


ورود نظام آموزشی نوین به ژیوار و منطقه

تا قبل از وارد شدن نظام آموزشی رسمی به ژیوار و منطقه، غالب مردم هورامان به دلیل محرومیت و نبودن امکانات در بی‌سوادی عمومی به سر می‌بردند. این مسأله تا سال 1340 ه.ش ادامه داشته است. در آن سال، عده‌ای از نخبگان منطقه که همان مامۆستایان آبادی‌ها بوده‌اند، به سنندج اعزام می‌شوند. از آن میان، مامۆستا سید محمد حسینی از ژیوار، مامۆستا سید محمد اتابک از بڵبه‌ر، مامۆستا سید محمدصادق غفوری از سلێن و مامۆستا ملا امین حیدری از روستای نوێن انتخاب شده و مدت یک یا دو ماه آموزش می‌بینند و سپس هر یک در روستای هدف خود، مدرسه‌ای نوین دایر می‌کنند. در آن دوره، هنوز راه‌های مواصلاتی و جادۀ اولیه نیز در هورامان وجود نداشته و مامۆستا سید محمد با همکاری تنی چند از ژیواریان ورزیده، وسایل آموزشی اولیه و کتاب‌های درسی را از راه کوهستان کۆساڵان به ژیوار رسانده است.

از سال 1340 تا 1343، یعنی هنگام وفات او، وظیفۀ تعلیم و تربیت رسمی و نوین روستا بر عهدۀ مامۆستا سید محمد حسینی بوده است. مامۆستا در دو سال اولْ خانه‌ای محقر را برای دانش‌آموزان اجاره کرده و در سال سوم، از آن‌جا که خانه‌ای برای اجاره وجود نداشته است، یک کادان ـ محل نگه‌داری احشام ـ از آن خود را تمیز کرده، برای آن پنجره‌ای ساخته و به عنوان کلاس درسِ بدون میز و صندلی، آماده کرده است! شاگردان در آن بر روی زمین نشسته و از تعالیم مامۆستا بهره‌مند می‌شده‌اند. او در آن دوره، از آموزش بزرگسالان نیز غافل نمانده و دورۀ آموزشی اکابر را هم برگزار کرده است.