این یادداشت به معرفی چند خرده‌فرهنگ متداول در روستای ژیوار می‌پردازد. منظور از اصطلاح خرده‌فرهنگ در این‌جا، مفهوم دقیق و علمی آن در دانش مردم‌شناسی نیست؛ هر چند که موارد ذکرشده، بعضاً دارای بار معنایی نزدیک به این مفهوم به معنی علمی آن نیز هستند. منظور پژوهشگر بیشتر ناظر بر مجموعه‌ای از آداب و رسوم فرهنگی است که در ژیوار و این منطقه وجود دارد.


نظام حل مسایل روستا و جایگاه کدخدا در جامعه

مردم هورامان در گذشته از نظام مشورتی برای حل مسایل جمعی و عمومی خود استفاده می‌کرده‌اند. ساختار این شوراها، سازوکار انتخاب نامزدها، رهبریِ ژیرله، چگونگی مشارکت آحاد مردم و دوره‌های برگزاریِ انتخابات اعضای شورا، به نوعی نمودی کهن از فرهنگِ مدرن ‌دموکراسی در این منطقه است. فرهنگی که قدمتی دیرینه دارد، شناخت ما از آن اندک است و در دوره‌های متأخر، به شکل سابق خود رواج نداشته است.

آن‌چه در دوره‌های متأخر برقرار بوده، نظام اهل خبره و کدخدایی بوده است. ژیواری‌ها در هر دوره کسانی از خود را که دارای تجارب و گاه سواد بیشتری بوده‌اند، سن و سالی از آن‌ها گذشته و در حل مسایل و چالش‌ها خبرگی داشته‌اند، به عنوان نمایندگان حل و فصل معضلات روستا با عنوان اهل خبره انتخاب می‌کرده‌اند. به علاوه، در دورۀ حکمرانی سلاطینْ یک نفر از اهالی ژیوار از طرف بیگ‌زادگان به عنوان کدخدای روستا انتخاب می‌شده تا به نمایندگی از آنان، امور مربوط و به ویژه اخذ مالیات را انجام دهد.

در دورۀ پهلوی، در تقسیم‌بندی روستاها در میان بیگ‌زادگان، ژیوار در حوزۀ حاکمان ڕه‌زاو قرار داشته است. به این ترتیب که نیمی از ژیوار متعلق به اسد خان، نیم دیگر آن از آنِ سعید بیگ، بخشی از روستای سلێن که مردم آن به ییلاق خود در کۆساڵان می‌رفته‌اند، وابسته به مظفر خان و روستای ده‌ل نیز از آنِ حسن خان بوده است. در آن دوره فردی ژیواری به نام مجنون کدخدای گماشته‌شدۀ بیگ‌زادگان در روستا بوده و به همین دلیل، مردم از او حساب می‌برده‌اند. روش کار او به این صورت بوده که از محصولات تولیدی روستا برای بیگ‌زادگان مالیات اخذ می‌کرده است. از آن جمله آن‌که او بر سر خه‌رمان‌ها[1] رفته، میزان محصول را سنجیده و یک‌دهم آن را برای حاکمان جدا می‌کرده است. مردم در آن دوره پس از آن‌که محصول خود را برداشت می‌کرده‌اند، دست نگه داشته‌اند تا کدخدا به نزد آنان رفته و بخش مالیاتی محصول را جدا کند. به علاوۀ اخذ انواع مالیات،[2] از آن‌جا که کدخدا قدرتی حداقلی و محلی وابسته به بیگ‌زادگان داشته، تنبیه کردن افراد نیز بر عهدۀ او قرار داشته است.[3]


کاره‌وان

علاوه بر باغبانی، دامداری و زنبورداری، مردم روستای ژیوار به تجارت کالاها و محصولات تولیدی خود نیز می‌پرداخته‌اند. آنان به صورت دسته‌جمعی به سفر بازرگانی رفته و آن را کاره‌وان ـ کاروان ـ نامیده‌اند. بیشتر کاره‌وان رفتن آنان برای فروش انار بوده است. آنان برای این کار عمدتاً به سمت مناطق یه‌یلاخ و که‌ڵاته‌رزان در جانب شمالی و شمال شرقی ژیوار می‌رفته‌اند. بازرگانان در بازگشت به روستا، معمولاً با خود نمک، گندم و جو می‌برده‌اند.

ژیواری‌ها علاوه بر انار، به بازرگانی محصولات دیگر روستا نیز می‌پرداخته‌اند که از آن میان می‌توان به روغن حیوانی، آدامس ون و عسل نیز اشاره کرد. در فصل بهار نیز گیاه سووره بنه را از کۆساڵان برداشت کرده و برای فروش به سمت کرمانشاه ارسال کرده‌اند. ذغال هم از جمله کالاهایی بوده که به سمت کرمانشاه روانه می‌شده است. آنان برای حمل بار خود در کاره‌وان، از قاطر استفاده می‌کرده‌اند.


مولودنامه و معراج‌نامه

مولودنامه و معراج‌نامه دو آیین مذهبی و عرفانی مشابه هستند که معمولاً در مساجد، خانقاه‌ها و تکایای کردستان برگزار می‌شوند. مولودنامه در حقیقت جشن جمعیِ میلاد پیامبر اسلام (ص) و معراج‌نامه بزرگداشت معراج است. در برگزاری این آیین‌ها، معمولاً مردم روستا به رهبری مامۆستای آبادی، با یکدیگر مشارکت دارند. آن‌ها در مسجد اصلی روستا گرد هم می‌آیند، مامۆستایان و مبلغان به سخنرانی مذهبی با محوریت رویدادهای ربیع الاول در صدر اسلام و بیان خصایل پیامبر (ص) می‌پردازند و در یک هم‌خوانی جمعی، قصیدۀ بردیه و برخی قصاید عرفانی دیگر در مدح پیامبر (ص) و بیان چگونگی میلاد ایشان خوانده می‌شوند. معمولاً با شربت، شیرینی و تنقلات از مشارکت‌کنندگان پذیرایی می‌شود و در صورتی که مراسمی باشکوه برگزار شود، مهمانان غذا داده می‌شوند. حضور کودکان در مولودنامۀ روستای ژیوار بسیار چشمگیر است. ژیواری‌ها معمولاً سعی می‌کنند آیین بزرگی برگزار کنند. در این صورت مهمانانی چند از روستاهای هم‌جوار نیز در مولودنامۀ آنان شرکت می‌کنند. به عادت اهالی روستا، هر کس بنا به توانایی‌اش، برخی از این شرکت‌کنندگان خارج از روستا را مهمان خانۀ خود می‌کند.

معراج‌نامه نیز آیینی با آداب مشابه است که در شب معراج برگزار می‌شود. در این آیین‌ها منظومه‌های مولودنامه و معراج‌نامه ـ معمولاً با آواز ـ خوانده می‌شوند. از جمله منظومه‌هایی که در منطقۀ ژیوار استفاده می‌شود، مولودنامۀ هورامی سید عبدالله بڵبه‌ری است.


شبِ به‌رات

این شب مصادف با نیمۀ شعبان و آیین و آداب آن با جشن نیمۀ شعبان که از جانب شیعیان برگزار می‌شود، به کلی متفاوت است. باور اهل سنت و شافعیان بر آن است که در این شب، رزق و روزی مردم تا سال بعد تعیین می‌شود. از این رو آنان و مردم کردستان این شب را گرامی می‌دارند. مردم علاقه‌مند و مؤمن، پس از نماز مغرب مسجد را ترک نکرده و تا نماز عشا به ذکر و نیاز و عبادت و دعا و قرائت قرآن می‌پردازند. یکی از مواردی که در منطقۀ هورامان و ژیوار متأثر از تعلیمات خانقاه دۆڕۆ و نقشبندیان رواج دارد، دعایی منثور از مشایخ آنان است که با منظور دعایی، در ابتدای این شب سه بار خوانده می‌شود.


نه‌ورۆز

بر خلاف آن‌چه امروزه رواج دارد و گونه‌هایی از آیین‌هایی چون چهارشنبه سوری و پهن کردن سفرۀ هفت‌سین در ایران برگزار می‌شوند، نوروز در هورامان به برپا کردن آتش در غروب آخرین روز سال ـ که از آن با عنوان شب نوروز یاد می‌شود ـ محدود می‌شده است.[4] مردم گاه بر بام منازل و در قله‌ها و نقاطی از بیرون روستا، آتش به پا می‌کرده‌اند. رسمی که اگر چه به صورت کم‌رنگ، اما هنوز در جامعۀ هورامی و کردی برپاست. در گذشتۀ ژیوار، کودکانْ چوب‌های پنبۀ برداشت‌شده از باغستان دۆڵه را جمع کرده و از آن به عنوان هیزم آتش استفاده می‌کرده‌اند. بعضاً نیز تا پاسی از شب به شادی و بازی می‌پرداخته‌اند.


وه‌یوڵه بارێ

به‌سان سایر نقاط هورامان، در ژیوار نیز آیین وه‌یوڵه بارێ برگزار می‌شده است. در خشک‌سالی‌ها کودکان عروسکی درست کرده و آن را بر سر مزار یکی از پیرها می‌برده‌اند. در ژیوار کودکان از روستا راه افتاده تا مزار ماما خه‌ڵیفێ رفته و در آن‌جا در روبه‌روی مزار پیر سمێڵ می‌ایستاده‌اند. آنان در راه این عبارت را با صدای بلند خوانده و تکرار می‌کرده‌اند:

وه‌یوڵه بارێ په‌ی سه‌روو پیری | یاخوا وارۆ په‌ی فه‌قیری

شه‌وچه‌ره

همان گونه که پیشتر اشاره شد، در سبک زندگی نیمه‌کوچ‌روانۀ مردم هورامان و ژیوار، مردم نیمۀ سرد سال را در روستا می‌گذراندند. این بخش از سال معمولاً شب‌های درازی دارد و در گذشته مردم خود را به انواع گردهم‌آیی‌ها در قالب شب‌نشینی و برخی بازی‌های محلی مشغول می‌کرده‌اند. منظور از شه‌وچه‌ره ـ شب‌چره ـ آجیل و مجموعه‌ای از میوه‌های خشک محلی است که در شب‌نشینی‌ها و به هنگام بحث و گفت‌وگو، به مصرف جمع می‌رسیده است. در ترکیب شه‌وچه‌ره مغز گردو، کشمش، نخود، عناب، انجیر خشک، کشک و سنجد وجود داشته است. اخیراً ترکیبات دیگرِ معمول آجیل را نیز به شه‌وچه‌ره اضافه می‌کنند.


ڕازێ

این واژه در منطقۀ هورامان و ژیوار، دو دلالت معنایی دارد: داستان و چیستان. علاوه بر چیستان و معما، معمولاً به داستان‌های بلند هم ڕازێ ـ راز ـ می‌گویند. در گذشته که معمولاً اسباب سرگرمی چندان فراهم نبوده است، مردمْ اوقات فراغت خود را با بازی‌های محلی، کوه‌نوردی، سه‌یران[5] و نیز داستان‌گویی و نقل معماها سپری می‌کرده‌اند. به ویژه آن‌که در شب‌های دراز پاییز و زمستان، کودکان و بزرگسالان در شب‌نشینی‌ها دور هم جمع شده و به گفت‌وگو و سرگرم شدن با رازها مشغول می‌شده‌اند.

از جملۀ رازهای چیستانی می‌توان به این موارد ـ صرفاً به عنوان مثال ـ اشاره کرد:

چوار چه‌ققێڵه‌و بنوو وه‌زا، دوێشا گێره، دوێشا له‌رزا: پستان‌های گاو

کاسه‌ی سه‌ده‌فْ گڕنی سه‌رش، ئاته‌ش خۆر و ئاته‌ش فڕده‌رش: قلیان

وێش که‌شۆ، گجیش یانه‌نه، مه‌لمه‌له قووته گێڵۆ هانه‌نه: میوۀ درخت بلوط

مه‌ڕێما هه‌نه په‌ڕه‌نه زه‌نگه‌ن قه‌ڵیشێ: دهان

قۆتێما هه‌ن حه‌وت به‌رێش هه‌نێ: صورت

ماره زه‌رده، خزا په‌رده: روغن حیوانی


بازی‌های محلی

یکی از برنامه‌های سرگرمی مردم هورامان در گذشته، بازی‌های محلی بوده‌اند که در انواع فصول، بعضاً به مناسبت‌های مختلف و در شب یا روز انجام می‌شده‌اند. برخی از این بازی‌ها نیز در ژیوار رواج داشته‌اند. از آن میان می‌توان به گۆره‌وه بازی اشاره کرد. در این بازی که معمولاً شب‌های پاییز انجام می‌شده و در آن عمدتاً بزرگسالان شرکت داشته‌اند، دو دسته افراد بازی می‌کرده‌اند. پس از چیدن چندین جفت جوراب در کنار یکدیگر بر روی زمین، یکی از اعضای گروه اول شئ کوچکی را در دست گرفته و سعی کرده با وارد کردن دست خود به داخل جوراب‌ها و بیرون آوردن آن، آن شئ را در یکی از جوراب‌ها پنهان کند. گروه دوم باید حدس می‌زدند که شئ در کجا مخفی شده است.

انواع بازی‌های دیگری که در ژیوار انجام می‌شده‌اند نیز، به قرار زیر هستند: که‌لانی، هه‌ناره مێسری، ڕێزانی، خێته شه‌ققانی، تۆشتووره مڕاڕێ، سه‌روو شاری، سه‌روو تاشی، مازیه ڕه‌ققه، تاقیله به سه‌ر، ناڵچانی، چه‌کانی، فه‌نوو شقارتێ، عاسه، مه‌حره‌زانی (قلۆرته)، غارغارانی، هه‌لۆکانی، قولانی، وێ شارایلێ، پاشا وه‌زیر، قه‌له بێڕانی و حاجوز.

کودکان روستای ژیوار



[1]. به گندم دروشده پس از جمع‌آوری، کوبیدن و روی هم تلنبار کردن گفته می‌شود.

[2]. مالیات‌ها در دورۀ سلاطین و بیگ‌زادگان، انواعی داشته‌اند که از آن جمله می‌توان به سوورانه، پووشه وه‌رانه، ڕوه‌نانه، موانه، تۆزانه و گێسکانه اشاره کرد. مجموعۀ این مالیات‌ها به هنگام پرداخت، باره‌وبده نامیده می‌شده است.

[3]. طبیعتاً می‌توان دربارۀ این نظام اجتماعی بیشتر نوشت و پژوهش کرد. با این حال، در این‌جا به همین مقدار بسنده می‌شود تا رویکرد کلی کتاب مبنی بر کوتاه‌نویسی رعایت شود.

[4]. شمس، اسماعیل، فولکلور و تاریخ کرد، ص119

[5]. گشت و گذار و تفریح در طبیعت